حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

367

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

« ذكر نجوم « 1 » خراج ، و دفعات آن بقم » در ايّام القديم خراج قم در سالى دوازده ماه به دوازده دفعه رسانيده‌اند ، ماه اوّل فروردين ، و ماه آخر اسفندارمد « 2 » ، تا آنكاه كه در ايّام خلافت معتضد « 3 » كبيسه « 4 » واقع شد - چنانج من بعد از اين حكايت كنم - چون كبيسه واقع شد ، ابتدآء كزاردن خراج هر سالى ماه خرداد كرفتند ، و ختم به ماه ارديبهشت كردند . درين دوازده ماه به دوازده دفعه ، ارباب خراج هر

--> ( 1 ) . پيشتر گذشت كه « نجوم » جمع « نجم » است ، به معناى ستارگان آسمان ، ليكن از آنجايى كه عرب در دوره‌هاى كهن ، وظايف و تكاليف مالى و دينى خود را با توجه به طلوع و غروب برخى ستارگان معين در آسمان انجام مىدادند ، از اين رو سر رسيد آن تكاليف را « نجم » مىگفتند ، و بتدريج اين اصطلاح را توسعه داده ، و شامل مطلق وظايف و تكاليف و تعهدات قرار دادند . ( 2 ) . اسفندارمد ( يا سپندارمذ ) از ريشه « سپنته آرمئى تى » Sepenta - Armaiti ، اين واژه مركب است از سپنته spenta يا سپند ، به معناى پاك و مقدس ، و آرمئى تى Armaiti به معناى فروتنى و بردبارى ، و مركب اين دو به معناى سازگارى و فروتنى و بردبارى نيك و مقدس است . اين واژه در پهلوى به گونه سپندارمت Spandarmat ، و در فارسى سپندارمذ و اسفند تغيير شكل يافته ، كه روز پنجم از هر ماه ، و ماه دوازدهم سال است . روز پنجم اسفند به مناسبت تقارن نام روز و ماه جشن بوده است ، كه همراه با آداب و رسوم و تشريفات ويژه برگزار مىشده ، اين جشن مردگيران يا مژدگيران بوده است ، كه ويژه زنان بوده . ابو ريحان بيرونى نيز به اين جشن اشاره دارد . ( نگاه كنيد به : گاه‌شمارى و جشنهاى ايران باستان : 687 ) . ( 3 ) . ابو العباس احمد بن طلحه ، ملقب به المعتضد باللّه عباسى ، سيزدهمين خليفه عباسى ، در رجب سال 279 هجرى به خلافت رسيد ، و به مدت 9 سال و اندى - يعنى تا سال 289 هجرى - خليفه بود . ( 4 ) . بر طبق تقويم ايرانى كهن ، هر سال را 360 روز مىگرفتند ، و هر ماه را 30 روز بدون كم و كسر ، و در سر هر 6 سال يك ماه كبيسه مىكردند ، و آن سال را سال كبيسه مىناميدند ، و در هر 120 سال دو ماه كبيسه مىكردند ، اين روش تا چند قرن پس از اسلام ادامه يافت ، و سپس به وسيله گروهى از منجمين و رياضىدانان - از جمله خيّام نيشابورى - تصحيح و تعديل گرديد .